شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

پای یک سرباز 
از تابلوی نقاشی زده بیرون 
نقاش توجه نکرده به...

هر روز تکه‌ای از سیم‌خاردار بر می‌داشت 
و آهن یخ‌زده را نرم...

در جناقِ غروب
چاقو از دست مرگ می‌افتدش
و قدرتِ چند خط خمیده‌ی موازی

تک نگاری

شعرها

زار

زار

سهند آقایی

 صبح آن روز ساعت هفت از

صبح آن روز ساعت هفت از

محمد حسین عباسی

در خود فرو رفته‌ام

در خود فرو رفته‌ام

ربابه قصابان

دیلیم سوسور اوره ییمده نئچه گیلئی دولانیر

دیلیم سوسور اوره ییمده نئچه گیلئی دولانیر

بهنام قسمتی