شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

پشت جانماز و دعا
بادستان لرزان حنا و تسبیح
هر روز به من می‌گفت
پیر...

روزی شیر بودم
از خورشید ختن
تا ماه ماراتن
روزی یوزی بودم
با خط...

عینک بی‌دسته وشیشه
ساعت بی‌عقربه
کفش‌های لنگه‌‌به...

می‌دانم یک روز گم می‌شوی.
انقدر گم می‌شوی که گوشه‌های...

تک نگاری

شعرها

آن زن که می‌خواند و برایش دست می‌زنند

آن زن که می‌خواند و برایش دست می‌زنند

کوروش رنجبر

فروبارِ عیشِ وِلَرم

فروبارِ عیشِ وِلَرم

سیدعلی صالحی

مزامیر غریزی

مزامیر غریزی

علی الفتی

اردبیل بایراغی

اردبیل بایراغی

مهدی آقازاده