شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

این‌که آهوان را به‌یاد بیاورد
و معصومیت آن‌ها را
کلمه‌ای است...

پرنده‌ای که بر روی درخت
به این سرما بی‌تاب است
دارم فکر می‌کنم که...

یک‌روز کفش‌های مهم‌تری می‌پوشم
و فراموش می‌کنم
روزی...

در شبِ بی‌خبری چای نوشیدیم
و زندگی طوری دست‌‌به‌دیوار در خانه...

تک نگاری

شعرها

تا زبان سرخشان از دار بیرون می‌زند

تا زبان سرخشان از دار بیرون می‌زند

زری قهار ترس

در برهنگی بلندترین شب سال

در برهنگی بلندترین شب سال

مهتاب موسوی

ظلم، چاقوی تیز آخته‌ای‌ست روی مردم کشیده کبّاده

ظلم، چاقوی تیز آخته‌ای‌ست روی مردم کشیده کبّاده

پوریا سوری

عطر تنت را 

عطر تنت را 

غلامحسین چهکندی‌نژاد