شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

...

پیر مرغزار بیرون آمد
از پشت ابر
هم‌چون اعداد منتشر در...

سلام به پوست
سلام به استخوان
سلام به آن یک‌وجب تنهایی
در قفسِ...

...

نقشه‌ کشیدم
که بروم از این دستِ بی‌علاج
در همین ساعت،

آب را از دریا شکار کردند
در ساحل آن خانه‌ ساختند 
داخل شدند. 

تک نگاری

شعرها

 همیشه عیدها روشن بودی

 همیشه عیدها روشن بودی

سوری احمدلو

آه ای غرور متصل به غم

آه ای غرور متصل به غم

احمد امیرخلیلی

بر صبحِ تو نفس بیاویزم

بر صبحِ تو نفس بیاویزم

صوفیا آهنکوب

اینم از روزگار ما گاوا 

اینم از روزگار ما گاوا 

لیلا ساتر