شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

...

پیر مرغزار بیرون آمد
از پشت ابر
هم‌چون اعداد منتشر در...

سلام به پوست
سلام به استخوان
سلام به آن یک‌وجب تنهایی
در قفسِ...

...

نقشه‌ کشیدم
که بروم از این دستِ بی‌علاج
در همین ساعت،

آب را از دریا شکار کردند
در ساحل آن خانه‌ ساختند 
داخل شدند. 

شعرها

تو بگو سینه دارچینِ دیوانه

تو بگو سینه دارچینِ دیوانه

فهیمه جهان آبادی

در سلام راه‌ها

در سلام راه‌ها

ربابه قصابان

به کوتاهی یک رؤیا

به کوتاهی یک رؤیا

واهه آرمن

محمد انتظاری