شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

این پله‌ها برای نیامدن است
برای رفتن چرا! 
اتفاق که می‌افتد
...

به یاد دارم آن‌ها را
مستقیم ایستاده بودند
برای آفتاب سلامِ نظامی...

راه که بیفتم
مادرم
صندلی‌اش را
ترک می‌کند
بر‌می...

ای وردی که هر شب
مرا از دهانه‌ی آتشفشان‌های خاموش
و گورهای...

شعرها

جای امن

جای امن

واهه آرمن

حلول شعر بر من مبارک باد 

حلول شعر بر من مبارک باد 

نفیسه قانیان

آن زن که می‌خواند و برایش دست می‌زنند

آن زن که می‌خواند و برایش دست می‌زنند

کوروش رنجبر

به کوتاهی یک رؤیا

به کوتاهی یک رؤیا

واهه آرمن