شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

تو
دیگر خطاب نبود
و چون نسیمی که از درز تاریخ می‌وزید
تشریفات عصر...

تاریکی متبرک بود
با دیوارهای سایه و شمایلی از خیال
که در آخرین وردهای روز زانو...

کوسه‌برنشین لحظه‌ی جادو
با شُکر و شربتی بر دوش محله 
که تو را چون...

تنوره از خیابان شروع شد
و آدم‌های تاریخی،
در اردوگاه چادری...

روبه‌رویت می‌ایستم تا صلیبِ هم را 
بر جناغ جُلجُتا نگاه كنيم!
...

شعرها

ما غلامان حلقه به گوش 

ما غلامان حلقه به گوش 

نعمت مرادی

بدون وقفه دویدن

بدون وقفه دویدن

فرزین منصوری

دشت را  به تمامی فریاد شدم 

دشت را  به تمامی فریاد شدم 

هوشنگ رئوف

سطور بی تعبیر

سطور بی تعبیر

مهشید رستمی