شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

تو
دیگر خطاب نبود
و چون نسیمی که از درز تاریخ می‌وزید
تشریفات عصر...

تاریکی متبرک بود
با دیوارهای سایه و شمایلی از خیال
که در آخرین وردهای روز زانو...

کوسه‌برنشین لحظه‌ی جادو
با شُکر و شربتی بر دوش محله 
که تو را چون...

تنوره از خیابان شروع شد
و آدم‌های تاریخی،
در اردوگاه چادری...

روبه‌رویت می‌ایستم تا صلیبِ هم را 
بر جناغ جُلجُتا نگاه كنيم!
...

شعرها

ماهِ فراموشکار

ماهِ فراموشکار

فرامرز سه‌دهی

رنگی بر دهان مرده ام بزن

رنگی بر دهان مرده ام بزن

فهیمه جهان آبادی

من می‌دانم که  «ترس و لرز»،  موسیقایی‌تر از «موسیقی»ست،

من می‌دانم که  «ترس و لرز»،  موسیقایی‌تر از «موسیقی»ست،

علی قنبری

دشنه‌ی ماه بر فراز درختان تالاب در خواب است

دشنه‌ی ماه بر فراز درختان تالاب در خواب است

محمود بهرامی