شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

تو
دیگر خطاب نبود
و چون نسیمی که از درز تاریخ می‌وزید
تشریفات عصر...

تاریکی متبرک بود
با دیوارهای سایه و شمایلی از خیال
که در آخرین وردهای روز زانو...

کوسه‌برنشین لحظه‌ی جادو
با شُکر و شربتی بر دوش محله 
که تو را چون...

تنوره از خیابان شروع شد
و آدم‌های تاریخی،
در اردوگاه چادری...

روبه‌رویت می‌ایستم تا صلیبِ هم را 
بر جناغ جُلجُتا نگاه كنيم!
...

شعرها

خوشه‌چین

خوشه‌چین

م. مؤید

این بهار را هم  نمردم و دیدم:

این بهار را هم  نمردم و دیدم:

ایرج کیا

گم کرده بودم

گم کرده بودم

مریم فرجی

مالیخولیا

مالیخولیا

هادی میرزانژاد موحد