شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

به قطع تردید می‌­گویم
این‌جا تصمیم‌­ها به تسلیم...

کنده‌ی بریده برمی‌خیزد
شاخه‌هایش را پیدا می‌کند
...

کنده‌ی بریده برمی‌خیزد
شاخه‌هایش را پیدا می‌کند
...

کارد مهربانی بود
که جز در گردن آب فرو نمی‌رفت
می‌خواست زمان را ببرد

باد‌کنک‌ها با آب به زمین برگشتند و
خیس در هوا معلق ماندند
رو به روی...

از کنار خانه‌ات رد می‌شوم
نفسی عمیق می‌کشم
و زندان‌بان فریاد...


همه‌ی تماشاگران شکست خوردند
مرگ
در دو سمت زمین
با خودش...

شعرها

رؤیای پلنگ

رؤیای پلنگ

علیرضا آبیز

«به تو که عاشقت شدم اما شوهرت به زبان زیردریایی‌ها حرف می‌زد»

«به تو که عاشقت شدم اما شوهرت به زبان زیردریایی‌ها حرف می‌زد»

مرتضی بختیاری

کابوس

کابوس

امیربهادر کریمی

لای گیسوان او بگرد، با چراغ‌قوه‌ای قوی

لای گیسوان او بگرد، با چراغ‌قوه‌ای قوی

حمید حسینیان