شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

...

حل نمی‌شود چیزی
می‌توانم؟ نه!
می‌تواند؟...

و تو دور می‌شدی
دور
مثل ناخدایی که ایستاده بر لنج
لنگرگاه را...

چیزی بر تنم چیزی می‌گذارد
به ایستگاهِ چیدن رسیده ماه
و زمستان
بر...

اسکله
زنی زیباست
زنی که جاشویش به جنگ رفت
زنی که گیس‌های...

شعرها

ارغوان

ارغوان

هادی میرزانژاد موحد

دنیا دوباره زهر خودش را ریخت، خون گُر گرفت گوشه‌ی شریانم

دنیا دوباره زهر خودش را ریخت، خون گُر گرفت گوشه‌ی شریانم

محمود صالحی‌فارسانی

مگس

مگس

علیرضا آبیز

 صبح آن روز ساعت هفت از

صبح آن روز ساعت هفت از

محمد حسین عباسی