شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

...
صدا که در قفسه‌ی کتابخانه گیر کرده بود
از حنجره‌ی کافه‌نادری...

...
حالا هیچ ابلاغیه‌ای برایم نمی‌آید
زن از صحنه بیرون رفته
مرد...

سوگند به زنی که هر شب بالای سرم ایستاده 
با پیراهنی قرمز و دست هایی کشیده
و...

گم‌ شدم
مابین چندین کوچه
چندین خیابان
چارراه
و یک عالمه...

دست که به کار دور کمر یار می‌آمد
در کار نوشتن شد
و لب که به کار گفتن
...

تک نگاری

شعرها

به صورت رشد‌نیافته

به صورت رشد‌نیافته

فرخنده حاجی زاده

چیزی نمانده از قلبت 

چیزی نمانده از قلبت 

مرتضی بخشایش

سیب‌ها دیگر حوصله‌ی قرمز شدن ندارند

سیب‌ها دیگر حوصله‌ی قرمز شدن ندارند

جلیل الیاسی

بشمارها

بشمارها

محمد اشور