شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

...
صدا که در قفسه‌ی کتابخانه گیر کرده بود
از حنجره‌ی کافه‌نادری...

...
حالا هیچ ابلاغیه‌ای برایم نمی‌آید
زن از صحنه بیرون رفته
مرد...

سوگند به زنی که هر شب بالای سرم ایستاده 
با پیراهنی قرمز و دست هایی کشیده
و...

گم‌ شدم
مابین چندین کوچه
چندین خیابان
چارراه
و یک عالمه...

دست که به کار دور کمر یار می‌آمد
در کار نوشتن شد
و لب که به کار گفتن
...

تک نگاری

شعرها

زار

زار

سهند آقایی

جای امن

جای امن

واهه آرمن

با چند خواب نصفه‌نیمه

با چند خواب نصفه‌نیمه

بهزاد خواجات

 به‌دست همه چراغی بود

به‌دست همه چراغی بود

احمدرضا احمدی