شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

...
صدا که در قفسه‌ی کتابخانه گیر کرده بود
از حنجره‌ی کافه‌نادری...

...
حالا هیچ ابلاغیه‌ای برایم نمی‌آید
زن از صحنه بیرون رفته
مرد...

سوگند به زنی که هر شب بالای سرم ایستاده 
با پیراهنی قرمز و دست هایی کشیده
و...

گم‌ شدم
مابین چندین کوچه
چندین خیابان
چارراه
و یک عالمه...

دست که به کار دور کمر یار می‌آمد
در کار نوشتن شد
و لب که به کار گفتن
...

شعرها

لی لی در سرزمین رقص

لی لی در سرزمین رقص

امیر خان پرور

حلول شعر بر من مبارک باد 

حلول شعر بر من مبارک باد 

نفیسه قانیان

با اندوهی تلخ‌تر از شراب

با اندوهی تلخ‌تر از شراب

سید حامد معراجی

سطور بی تعبیر

سطور بی تعبیر

مهشید رستمی