شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

شخصی به خواب دید که یک طفل سرخپوست
می‌بست یک دریچه و در لحظه می‌گشود
...

«هِئی تنها بنشین»
«و هِئی گریه کن»
یعنی
تنها...

ما را، تو چه ناامید کردی مفتون!
هر چی که دلت کشید کردی مفتون
تو بخت کسی سفید...

من خواستم و دو خواهر‌ ما هم خواست
تا حرف پدر- مادرِ خود گیری راست
اما تو...

تنها یک‌بار سبز می‌شود
و تنها، یک بار، زرد
عشق
زیبایی را به...

درخت
زخم‌هایش را می‌شمارد
کودکان
توت‌های ریخته را
و...

تک نگاری

بی‌فاصله از حجم

بی‌فاصله از حجم

سیدحمید شریف‌نیا

شعرها

زار

زار

سهند آقایی

در برهنگی بلندترین شب سال

در برهنگی بلندترین شب سال

مهتاب موسوی

به کوتاهی یک رؤیا

به کوتاهی یک رؤیا

واهه آرمن

بار امانت

بار امانت

امیررضا وکیلی