شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

شب رو به سایه‌ی روزهای رفته از حالا
در سکوتِ کهربایی‌اش تاب می‌خورد

 

حالا که جای خالیِ خود را گرفته‌ای
جایی درونِ آینه‌ام جا...

افتاده بی‌تو دیگر از این چشم اتفاق
خوابی مرا به رؤیتِ مایی نمی‌برد
...

 بریدم بندهاشان را وَ حالا
همه در حال پروازند با من
و بالم یخ‌زده از...

شعرها

آیینه می پرسد: چطوری؟!

آیینه می پرسد: چطوری؟!

بابک دولتی

درخت برف، که در باغ، برگ و بار ندیده

درخت برف، که در باغ، برگ و بار ندیده

هادی خور شاهیان

جوان نمی‌شوی اما به یاد بیار که «بودی»

جوان نمی‌شوی اما به یاد بیار که «بودی»

راضیه بهرامی‌خشنود

تهران

تهران

محمد ویسی