شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

آدمی هرگز دلش این‌قدر می‌لرزید؟! نه
این‌همه آدم به آدم عشق...

...

هر چند که زندگی به ما حال نداد 
آن‌قدر که مرگ بر سر لج...

...

بیگاری و بردگی کجا و تو کجا
بیعاری و بی‌رگی کجا و تو کجا 
...

...

 

برخاستم از جا 
بیرون زدم از خانه رأس ساعت لورکا

دوست دارد بزند از شكمش اما نه...
نزند تا نكند متهمش اما نه...
نخ به نخ، پك به...

می‌خندم 
نه به كسی 
نه به چیزی 
همین‌طور...

نه دیگر روزگار از جنبل و جادو خبر دارد
و نه جادوگری از دسته‌ی جارو خبر دارد
...

ای کاش می‌شد مثل اول‌ها بخندیم
مثل قدیمی‌ها به این دنیا بخندیم
...

شعرها

تو رفته‌ای 

تو رفته‌ای 

سارا خلیلی جهرمی

با تلویزیون

با تلویزیون

مریم فرجی

این بار برای خودم می‌نویسم

این بار برای خودم می‌نویسم

مرتضی بخشایش

خوابیده‌ای؟

خوابیده‌ای؟

شوکا حسینی