شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

گل سرخ را بویید
و منتظر لبخند من شد.
گاه ترکیب لبخند و کلمه گیجم می‌کند

 

کلید را که بر می‌داری
صدایم کن 
دری که...

 

شعر اندوهی از خشکی و مرگ دریاچه‌ی زادگاهم ارومیه

اندوه مفهوم...

...
 
صبح گاریچی صدا می‌زد
«سبزی سبزی،  پیاز،...


 
نشستیم  با دلی غمگین
در شبستان بلند چوبی باغت
که...

بر بالای کاج بلند خانه‌ام
ماه که می‌خندد
برف می‌ریزد
باد...

شب ارغوان است  از آواز لبریز است
می‌خوانند  باهم
رهگذرانی که از...

شب ارغوان است  از آواز لبریز است
می‌خوانند  باهم
رهگذرانی که از...

شب هنگام، 
از تنگ حادثه آمدند   به گریه
دختران قبیله
...

شعرها

تبانی

تبانی

رویا الفتی

لاکریموسای

لاکریموسای

محمود بهرامی

خزان گرفته‌ام و فرصت بهارم نیست

خزان گرفته‌ام و فرصت بهارم نیست

فاطمه شمس

ئەو ئەستێرانەی شان لە گوڵی کراسەکەم ئەدەن...!

ئەو ئەستێرانەی شان لە گوڵی کراسەکەم ئەدەن...!

شیوه عبدالهی