شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

گل سرخ را بویید
و منتظر لبخند من شد.
گاه ترکیب لبخند و کلمه گیجم می‌کند

 

کلید را که بر می‌داری
صدایم کن 
دری که...

 

شعر اندوهی از خشکی و مرگ دریاچه‌ی زادگاهم ارومیه

اندوه مفهوم...

...
 
صبح گاریچی صدا می‌زد
«سبزی سبزی،  پیاز،...


 
نشستیم  با دلی غمگین
در شبستان بلند چوبی باغت
که...

بر بالای کاج بلند خانه‌ام
ماه که می‌خندد
برف می‌ریزد
باد...

شب ارغوان است  از آواز لبریز است
می‌خوانند  باهم
رهگذرانی که از...

شب ارغوان است  از آواز لبریز است
می‌خوانند  باهم
رهگذرانی که از...

شب هنگام، 
از تنگ حادثه آمدند   به گریه
دختران قبیله
...

شعرها

 صبح آن روز ساعت هفت از

صبح آن روز ساعت هفت از

محمد حسین عباسی

به پسر عموهایم گفتم نمی‌شود!

به پسر عموهایم گفتم نمی‌شود!

زینب حسن پور

سیب‌ها دیگر حوصله‌ی قرمز شدن ندارند

سیب‌ها دیگر حوصله‌ی قرمز شدن ندارند

جلیل الیاسی

کوه را با گلوله

کوه را با گلوله

دیار مردان‌بگی