شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

می‌خواستم از سفال شب بنویسم
و خنکای صبح‌دم
می‌خواستم شعرم...

برای محمود طراوت روی
امروز...

 

آبادن
از رکس تا متروپل،
ارواح و گل‌های شیپوری
نام...

 

                     ...

به موازاتِ دریا
آن نقشِ دور
کمانه‌ی کوه نیست؛
نهنگی است به ساحل...

و بعد
شب ِ بیست‌و چهارم، خسوف گرفته از گونه‌ى چپ
و بقایاى ِ چند...

این‌جا باغ جهان نماست!
سنگ به سنگ نقش و 
به هر نقش،
مرغی كه...

تک نگاری

شعرها

دلت دلفینی ست

دلت دلفینی ست

شاهین غمگسار

چیزی از من در تَنده‌ی پدر جا ماند

چیزی از من در تَنده‌ی پدر جا ماند

مایرام تکیه‌ای

امشب هر چه باران ببارد برای من است

امشب هر چه باران ببارد برای من است

سابیر هاکا

نقابی از خوشبختی

نقابی از خوشبختی

احمدرضا احمدی