شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

...

تنها نشسته بود میانِ، تاریک‌خانه‌ی ملکوتش
پشت ستیغِ قله‌ی...

...

دست‌های تو چوبِ دارِ من است
نیست در گیرودارِ هیچ‌ کسی
...

...

آن شب سکوتِ بره‌ها را گوش می‌دادیم
هم‌دوشِ هم در...

...

ـ بترس از خفگی... بی‌اجازه حرف بزن!
ـ دلم گرفته... بگو از کجا شروع...

دست‌های تو چوبِ دارِ من است
نیست در گیر و دارِ هیچ‌کسی
گرچه زخمم زدی؛...

نازلی پرنده بود، یک شب شکار شد
یک اتفاقِ تلخ، در قندهار شد!
از ارتفاع دار تابید...

ای آخرین ترانه‌ی لب‌های دوخته
ای اسم رمزِ مزرعه‌ی نیمه‌سوخته
...

به بچه‌های تو در خانه شیر می‌دادم
سه پاسبانِ سمج، از تو شیر...

جز خودت ـ جنگلِ زغال‌شده ـ
آتشِ روسیاهیِ که شدی؟
باز مهمانِ تازه آمده...


برای خداحافظی اومدم
نگاهم کن که این لحظه‌ی آخره
غمِ لعنتی خوب...

از آن آغاز... زخمِ دایه بر قُنداقه‌ام باقی‌ست
درختم... ردّ پای باغبان بر...

تو در جانِ منی... دوری نکن دردت به جانِ من!
به پایان گرچه نزدیک است دیگر داستان من

مثل یک لولی‌وشِ مغموم
در دلم امّیدواری نیست
آخرین ابرِ زمستانم
...

روی قولش نماند و زود گذشت
اُف به این زندگی که نامرد است!
بغلم کن که باز یخ...

دلم چون نامه‌ای بی‌صاحب از نام و نشانْ خالی‌ست
دهانم از مرورِ...

شعرها

 فاصله‌ام با بشقاب سفیدى كه شكست،

فاصله‌ام با بشقاب سفیدى كه شكست،

سوری احمدلو

من که مبهوت چنان قوی،  و رقص

من که مبهوت چنان قوی، و رقص

منصور اوجی

بار امانت

بار امانت

امیررضا وکیلی

 کَلَکی در کار است

کَلَکی در کار است

روح‌ انگیز کراچی